( آفتاب سرد)

بازی برگ و باد

در چشم اندازی زرد

یورتمه اسبی در علف زار

کلاغان

نقطه های سیاه

بر کشت زار بی کشت

و سایه آفتاب سرد

کلاه کودک

که به دعای صبح گاه مدرسه نمی رسد

 

      ( الف)

آشتی نکرده ام

با خیاری که پوست می گیری

سیبی که گلاب می ریزد

یا هلوی پوست کنده ای که...

دیگر دیس ها پر نمی شوند

و تعارف ها صمیمی نیست

آشتی نمی کنم

با خودم

که در برابر شما

هنوز ناشیانه می خندم

 

----------------------------------------------------------

"هنوز ناشیانه می خندم "عنوان کتاب دوم آقای مهدی رضازاده است