دو شعر از آقای مهدی رضازاده شاعر توانای صومعه سرایی و شاعر کتابهای "عقربه ها در غروب ایستاده اند"و
( آفتاب سرد)
بازی برگ و باد
در چشم اندازی زرد
یورتمه اسبی در علف زار
کلاغان
نقطه های سیاه
بر کشت زار بی کشت
و سایه آفتاب سرد
کلاه کودک
که به دعای صبح گاه مدرسه نمی رسد
( الف)
آشتی نکرده ام
با خیاری که پوست می گیری
سیبی که گلاب می ریزد
یا هلوی پوست کنده ای که...
دیگر دیس ها پر نمی شوند
و تعارف ها صمیمی نیست
آشتی نمی کنم
با خودم
که در برابر شما
هنوز ناشیانه می خندم
----------------------------------------------------------
"هنوز ناشیانه می خندم "عنوان کتاب دوم آقای مهدی رضازاده است
+ نوشته شده در دوم تیر ۱۳۸۷ ساعت 2:35 توسط تاسیانی
|