گوسفندها بر بلندای کوهها رژه می روند

پشت چوپانی که

مسیر را؛

گم کرده است!

۲-

بر باورهای غلط تف می ریزم

بر کاسه ی آب و دعا

گربه سیاه

کلاغ

اسبی  باید پیدا کنم

برای نعل زیر متکا

تا از این عقب ماندگی ها جلو بزنم

۳-

نم!

روزی باران

هیچ کس را پاک نخواهد کرد

روزی که

ابرها

از ناپاکی شان می گریند...

۴. 

درقاب پنجره ام

هیچ ستاره ای نیست.

شب را

آسوده بخواب

خورشیدکم!