(سپید هشتم)

لورکا  هم سایه ی من است

من

شعرهایم را قرمز می نویسم

و تازه فهمیده ام:

اول تموز سال روز تولد مرگم بود

باید جنازه ام را به آب اندازم

به ژرفنای خویش پیوندم

منتظرم باش!

برمی گردم

و شمار دل شوره هایم را برایت خواهم سرود

بی رنگ

           بی درنگ

 

                     (طرح واره ۷)

فریاد

فریاد

فریاد تا بمانی

سفر به خیر غریبه!