شعر فرانو از زبان اکبر اکسیر
گفتههای اكبر اكسیر دربارهی «شعر فرانو»
شعر معاصر و عموما نو ایران نامهای زیادی را به خود دیده است؛ نامهایی همچون: شعر حجم، جیغ بنفش، شعر پلاستیك، شعر گفتار، شعر ناب، شعر فرانو، شعر حركت، شعر متفاوط و... .
بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران در بررسی چیستی و چرایی وجود این عنوانها و تقسیمبندیها با تعدادی از اهل شعر گفتوگو كرده است، كه به مرور منتشر میشوند.
اكبر اكسیر در توضیح دربارهی شعری كه با عنوان «فرانو» از آن یاد میكند، بر این مسأله تاكید كرد كه چرا جامعهی ادبی ایران ظالم است و حاضر نیست 45 سال تلاش یك فرد را در حوزهی شعر ببیند؟
این شاعر در گفتوگو با خبرنگار ایسنا دربارهی چیستی این گونهی شعر تصریح كرد: «فرانو» نامی است بر نوعی از شعر امروز كه از دههی 80 با اولین كتابم به نام «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز» به جامعهی ادبی پیشنهاد شده است.
او در ادامه خاطرنشان كرد: «فرانو» سبك و مكتبی در شعر نیست؛ درواقع، سبك با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی و در گذر زمان میتواند اتفاق بیافتد؛ هرچند «فرانو» از این دایره بیرون نیست؛ اما من آن را به عنوان سبك نمیدانم.
او در تبیین ضرورت و تحقق شعری به نام «فرانو»، به بازخوانی اتفاقهای شعری در دههی 70 پرداخت و از آنها به عنوان جنبش و تحولی اساسی یاد كرد كه توسط شاعرانی جسور در حوزهی زبان رقم خورد.
اكسیر عنوان كرد: شعر فارسی بعد از چندین دهه در سالهای دههی 70 به شگفتی خاصی میرسد كه مؤلفههای شعر امروز جهان را در خود دارد. شعر در آن دهه دارای مؤلفههایی چون چندصدایی، تكثر، جزیینگری و عینیت است و به اعتقاد من، این دهه، دههی ملی شعر فارسی است و از آن به عنوان پایان سلطهی شعر فاخر معاصر میتوان یاد كرد و من كه در این دهه تمام جریانهای ادبی را زیر نظر داشتم، همواره علاقهمند بودم نوعی شعر اتفاق بیافتد كه در سبد مطالعه روزانهی مردم باشد؛ از اینرو با الهام از برخی آموزههای شعر دههی 70، در پی طرحریزی شعر مطلوب خویش بودهام و اینگونه «فرانو» اتفاق میافتد.
شاعر «زنبورهای عسل دیابت گرفتهاند» در تبیین مؤلفهها و ویژگیهای شعر «فرانو» گفت: شعر «فرانو» حیات خود را بر پایهی مؤلفههای شعر دههی 70 و انقلاب ادبی نیما در دههی 80 آغاز میكند. «فرانو» شعری ملموس، كوتاه، جزیینگر، به زبان مردم و با طنزی نهان است كه همواره پایانی ناگهانی دارد.
این شاعر وجه تمایز «فرانو» با دیگر اتفاقهای شعری را در نگاههای مضمونی این شعر به موضوعات زیستمحیطی، میراث فرهنگی، مسائل انسانی و مواردی از این دست عنوان كرد و گفت: در عین حال، «فرانو» از ابتذال در شعر فارسی پرهیز دارد و از سویی، سعی میكند با روالشكنی خاص در زبان، از ظرفیتهای مكانیكی زبان برای طرح و تبیین مفهومی انسانی كمك بگیرد.
او یادآور شد: در نگاه اول، مخاطبانی كه شاعر نیستند، در شعر بودن آثار اتفاقافتاده تحت عنوان «فرانو» تردید دارند و در آن تشكیك و چالش ایجاد میكنند؛ اما مروری دوباره با توجه به چینش مهندسی كلمات و افزودنیهای مجاز در این شعرهای كوتاه كه موضوعاتی عموما انسانی دارند، شعر را در نظر مخاطبان به چنان جایگاهی میرساند كه مورد استقبال میگیرد و سه مجموعهی شعر فرانو كمتر از دو سال به چاپهای متعدد میرسد و نظر عام و خاص به آنها معطوف میشود.
اكسیر تفاوت دیگر «فرانو» با دیگر اتفاقهای شعری را در دلنشین بودن آن دانست و گفت: راستش هر شعری كه در زمانهی خود با مخاطب ارتباط برقرار كند، به اعتقاد من، شعری «فرانو» است.
این شاعر آستارایی معتقد است: «فرانو» از زمان رودكی تاكنون در شعر فارسی حیات داشته است؛ هرچند كسی آن را در دوران گذشته به چنین نامی نمیشناسد و اكنون هم در بسیاری از شهرهای ایران «فرانو» سروده و خوانده میشود.
او در ادامهی سخنش از محمد شمس لنگرودی و حافظ موسوی به عنوان نمایندگان بزرگ شعر «فرانو» یاد كرد و با رد انگیزههای تمایزطلبی از طرح مقولهای به نام شعر «فرانو»، گفت: من به عنوان یك شاعر چند دهه است كه در حوزهی ادبیات مینویسم. مسلما عقدهی شهرت یا محیطپروری را نداشته و ندارم كه بخواهم از این طریق به مطرح كردن خودم دامن بزنم؛ بلكه معتقدم به عنوان كسی كه 45 سال با ادبیات زندگی كرده است، حق دارم كه بخواهم نام یا پیشنهادی را برای ادبیات به همراه داشته باشم. ضمن اینكه یادمان نرود این ما نیستیم كه قضاوت میكنیم؛ بلكه زمان است با غربالی كه به دست دارد. حرف اول را او میزند و همچنین مخاطبانی كه هركدام میتوانند در مقام یك منتقد قرار گیرند.
اكسیر سپس با ابراز گلهمندی از فضای موجود در ادبیات، یادآور شد: خدا را شكر كه كسی دست ما را نگرفت و فقط مخاطبها ما را تنها نگذاشتند. بسیاری بودند كه با امكانات مطبوعاتی و رسانهیی با گونههای شعری چون «حركت»، «متفاوط» و «گفتار» نتوانستند راه به جایی ببرند؛ اما «فرانو» توانست تنها با یك گلو در آستارا صدایش را به ایران برساند.
شاعر «پستهی لال سكوت دندانشكن است» در ادامه یادآور شد: «فرانو» میتواند تا اندیشههای ناب و استعدادهای شیطنتآمیز پیش رود؛ زیرا شعری است كه از زیر بته درنیامده و تجربهی چند دهه شاعری من و یكصد سال شعر معاصر ایران را پشت سر دارد.
اكبر اكسیر سخنانش را با خواندن شعری كه از آن به عنوان «فرانو» یاد كرد، به پایان رساند:
«چیزهای بزرگ در خیالم نمیگنجد / به فیل كه فكر میكنم / خرطومش بیرون میماند»
