شعری از خانم حاتمه سید زاده

در رگ هايم

باران مي بارد

با بوي بازارها - ترش و شيرين-

و صداي قدم­هاي تو كه از پشت همه­ي شيشه­هاي مه گرفته مي­آيد

از همه­ي حجره­هاي جهان

از همه­ي بازارها

در رگ­هايم

آسماني آبي است

گسترده بر فكرهاي تو

بر چشم­هاي روشنت

و بر تن روياهايت

شب­ها

در من خالي چشم­هاي توست كه مي­تابد

بر چادري سياه كه برهنگي دختري را در آغوش دارد

يا احساس آسماني

كه درخت سيبي را

*

بازوانت را بگشا

"اين همه آسمان

در من جا نمي­شود"­­

 

             

جایزه ادبی خیام /شعر سپید

نتايج داوري جايزه ادبي خيام در بخش سپيد 

در سایت ادبی آنات             

http://www.aanaat.com/content.asp?id=63166

در ایسنا

http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1786758


برنده نهايي بخش سپيد :آقاي رضا مرتضوي از مشهد

تقديري ها

 حميدرضا اقبال دوست از صومعه سرا
 ريحانه جباري از همدان
 حميد باقري لواساني چهارمحال و بختياري
اميرعلي سليماني از تهران

چند شعر فرانو از حسین قاسمی

(هاری)

سگان تازی

یکنفس می تازند

خواهی نخواهی

گازمان می گیرند

از سگ ها نمی ترسم

من همیشه سر موقع

واکسن هاری ام را زده ام

 

     (سیاه)

 

در بازار سیاه

من روسیاه

پی نخود سیاه

می گردم

 

   (همراه)

 

گوشی همراهم

بلا استفاده مانده است

نه اینکه اعتبار نداشته باشد

پیش تو بی اعتبار شده ام

 

   (بورس)

هرکوه

معدنی دارد

و هرمعدن

قیمتی!

دوستان شاعر می توانند

روی معدن غصه هایم

سرمایه گذاری کنند

 

      (گیر)

مانع نمی شوند

سرعت گیرها

یکدنده و لجباز

دست انداز پشت دست انداز

اینروزها  دل

گوش به فرمان من

نیست که نیست