
"به دنبال گوهر رویش"
مجموعه ی شعر های سپید شاعر ارجمند کرمانشاهی سیاوش پورافشار
که توسط انتشارات بوتیمار به بازار نشر شعر و ادب ارائه شده است شعر
ها همگی در قالب سپید سروده شده اند که تاریخ سرایش آنها اواخر دهه
ی هفتاد و اوائل دهه ی هشتاد می باشد پورافشار غزل سرای توانایی
است و زبان متفاو تی در غزل هایش مشاهده می شود در شعر سپید
هم موفق نشان داده است در این مجموعه سیر تکامل شعر - زبان و اندیشه
و همینطور جهان بینی شاعر مشاهده می شود و شاعر در شعرهای
جدیدش به سمت زبان مستقل خود نزدیک می شود مثل همه
سپیدسرایان جوان در اوایل کار تحت تاثیر شاملو و گاهی سهراب بوده
است اما اندیشه و شعریت خاص خود را ارائه نموده است شاعر
شعرهای عینی و جزیی نگر سروده است و سعی نکرده است سوار باد
و موج شود و پیچیدگی های شعرش هرگز به افراط نمی رسد و مخاطب
را فراری نمی دهد که نشان از شناخت روزگار خود دارد پورافشار شعر را
کاملا جدی تلقی و دنبال می کند که این مهم در شعرهای خوب و
رفتارشان بروز یافته است برای این شاعر خوب و تحصیلکرده و خوش آتیه
بهترین ها را آرزومندم و در پست های بعد بعنوان مهمان شعر صومعه سرا
از شعرهای خوبشان استفاده خواهیم کرد
(زیستن)
نمی دانم این روزها منم
یا کیست دیگر؟
بی سرانجام و بی آغاز؟
می دانم
حتی لاله از خود چیزی ندارد
چشمه رد پای مرا میجوید
حتی کارگاه میوه سازی
به استادی من محتاج است
اما پراکنده شد
من در من
و تقلب کرد
من از من
اینک سالهاست من نیستم من
اما باور نمی کنم که مغرورم
آیا زمین از مادرش ناقص آمد؟
یا اندیشه های من
مگسی است
باید بیشتر اندیشه کرد
بیشتر ماند و
بیشتر ساخت
باید بیشتر زندگی کرد
تا کمتر مرد /
خرداد 1380 - کرمانشاه
شعر از کتاب "به دنبال گوهر رویش"
حمیدرضا اقبالدوست
و یک غزل تازه از جناب پورافشار
کمی تلاطم و طغیان بیار و حرف بزن
از این سکوت مشّبک ببار و حرف بزن
بیا به خلوت شبهای سرد و زخمی من
بزن به قصد تسّلی ستار و حرف بزن
کمی به یاد گذشته کنار هم باشیم
سپس تعارف صرف انار و حرف بزن
دلم چقدر گرفته ست بی صدای تو آه!
بیا دوباره قناری بکار و حرف بزن
حصارهای دلم بی تو شکل می گیرند:
غروب و دلهره و انتظار و حرف بزن.