" پرنده باش"

پرنده باش که جایت در این حوالی نیست

بیا بزن پر و بالی اگرچه بالی نیست

اگرچه باز شب است و هجوم خنجرو تیر

بپر عقاب بلندآشیان ! ملالی نیست

بپر که راه کمی مانده است تا خورشید

تو از سلاله نوری بیا مجالی نیست

هنوز چشم به راه تواند اهل زمین

شتاب کن که دگر وقت بی خیالی نیست

بخوان دوباره سرود حماسه سازت را

نگو نمانده سرودی نگو که حالی نیست

هنوز می شود از ساقی و خم و می  گفت

به هر طریق بگو عشق را خیالی نیست