در شطرنج زندگی
اسبی لجام گسیخته ام
که پالانم را مشتی کاه ریخته اند
می دوم
هرچه بادا باد
من با این کیش ها
مات نمی شوم
( شکستن)
دلم قلکی است
لبریز از صداهای تو
برای برداشتنش
باید دل را بشکنم